تکه‌ای از این هستی

تهی وارگی

فرزانه ساده زندگی می‌کند، مثل تکه ای از یک کل.

چون تکه‌ای از این هستی زندگی می‌کند.

بدینسان خواسته ای ندارد، چرا که موجی است از یک اقیانوس و خود را در مالکیت و اختیار این اقیانوس می بیند؛

چگونه می‌تواند ادعایی داشته باشد؟

اگر سعی کنید در دنیا کسی شوید، این ثابت می کند که هیچ کس نیستید.

همه می‌خواهند کسی شوند و در این خواسته رقابت می کنند.

اما اگر این خواسته را نداشته باشید، و هیچکس باقی می مانید.

آنگاه در هیچکسی کسی، می شوید که نه کسی می‌تواند آن را تکذیب کند و نه و با آن مبارزه و رقابت کند.

برای پیروزی مکوشید، آنگاه هیچکس نمی تواند شکستتان بدهد .

وقتی که سعی می کنید موفق شوید، یعنی موفق نیستید.

اگر یکباره تمام امیال و آرزوها، همه و همه را کنار بگذارید و دیگر برای آنها سعی نکنید، معنی آن چه خواهد بود؟

خواستن شما دلیل بر نبودن بود،
حال اگر نخواهید…
همه چیز خواهد بود.

فرزانه که بی‌خواست بماند، تهی خواهد شد و زندگی با تمام اسرار و ثروتش به درون آن
“تهی وارگی” مکیده خواهد شد.

تکه‌ای از این هستی

تهی وارگی

فرزانه ساده زندگی می‌کند، مثل تکه ای از یک کل. چون تکه‌ای از این هستی زندگی می‌کند. بدینسان خواسته ای ندارد، چرا که موجی است…
بیشتر بخوانید
۵/۵ (۱ Review)
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram