خانه دوست کجاست ؟
جناب سهراب سپهری
خانه دوست کجاست؟ در فلق بود که پرسید سوار آسمان مکثی کرد رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید

خانه دوست کجاست ؟

خانه دوست کجاست؟
در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید

سهراب سپهری

” ” ” “
رهگذر مانند روهرو، همان سالک است، مرد طریقت که می‌تواند نشانی را بدهد. اما به نظر می‌رسد که او خود به نحوی از گمشدگان راه بی‌سرانجام کنارهٔ دریا (رمز هستی) است چون بر شن‌ها گام می‌سپرد و شاید به همین دلیل است که خود نشانی را نمی‌داند اما به هر حال می‌تواند کمک کند و نشانی کودکی را که نشانی را می‌داند به سوار بدهد.
شاخهٔ نور می‌تواند استعاره از کلام، سخن، ذکر باشد چون از ملایمات مشبّه، لب را در کلام آورده‌است. به هر حال چیزی است که اگر به آن بیاویزی به آسمان و لانهٔ نور می‌رسی.
یکی از منتقدان احتمال داده است که ممکن است شاخهٔ نور استعاره از سیگار باشد اما این معنی ظاهرا با حال و هوای شعر مناسب نمی‌نماید و مخصوصا فعل «بخشیدن» که برای آن ذکر شده، این احتمال را ضعیف می‌کند.
به نظر می‌رسد که می‌خواهد بگوید رهگذر با کلام خود (پاسخ خود) تاریکی راه دشوار و پاگیر (شن‌ها) را برای سوار روشن کرد.

منبع: کتاب ؛ نگاهی به سپهری

ماتریس الهی

ماتریس الهی

ماتریس الهی همواره باورها و احساسات و عواطف ما را از طریق حوادث زندگی به ما منعکس می کند، روابط روزمره ی ما نیز می…
بیشتر بخوانید
انسان بودن

انسان بودن

انسان بودن یعنی زندگی کردن در میدان قطبی تنشی که بین واقعیت و آرمان‌ها و ارزش‌ها زندگی میکند. و هستی انسان اعتبار ندارد، مگر اینکه…
بیشتر بخوانید
۵/۵ (۱ Review)
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram