ما باید ناخودآگاه خود باشیم

ما باید ناخودآگاه خود باشیم
انسان های اولیه از حرکات غیر قابل کنترل وحشت داشتند، چون تحت تاثیر آنها آگاهی از بین می رفت و جای خود را به حس مالکیت می داد.

تا زمانی که ناخودآگاه را به خودآگاه تبدیل نکنیم؛ ناخودآگاه نمی تواند بر ما تاثیر بگذارد.

ما باید ناخودآگاه خود باشیم.

این همان خطر قدیمی و تاریخی است که انسان اولیه «که این قدر به آن نزدیک بود»
به طور غریزی آن را می شناخت و از آن می ترسید.

آگاهی او هنوز قطعی نبود و می لنگید.

میزان آگاهیش هنوز کودکانه بود و تازه از اعماق آب های باستانی سر برون آورده بود.

موج ناخودآگاه به سادگی می توانست از روی آگاهی انسان عبور کند، و باعث شود تا او خودش را فراموش کند و کارهایی انجام دهد که برای خودش هم عجیب باشد.

بنابر این، انسان های اولیه از حرکات غیر قابل کنترل وحشت داشتند، چون تحت تاثیر آنها آگاهی از بین می رفت و جای خود را به حس مالکیت می داد.

در نتیجه، همه ی فعالیت های انسان در راستای تقویت حس آگاهی بود.

هدف آیین ها هم همین بود؛

آنها سد ها و دیوارهایی بودند که خطرات ناخودآگاه، یا مخاطرات روح را دفع می کردند.

5/5 (1 Review)
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on print
چاپ
Share on whatsapp
WhatsApp
Share on email
Email
مطالب مرتبط :

ریشه رنج

طبق نظر بودا ریشه رنج نه احساس درد است و نه اندوه و نه حتی بیهودگی بلکه ریشه واقعی رنج همین جستجوی بی پایان و بیهوده احساسات گذرا است...

رپورتاژ آگهی :