ما باید ناخودآگاه خود باشیم
ما باید ناخودآگاه خود باشیم
انسان های اولیه از حرکات غیر قابل کنترل وحشت داشتند، چون تحت تاثیر آنها آگاهی از بین می رفت و جای خود را به حس مالکیت می داد.

ما باید ناخودآگاه خود باشیم

تا زمانی که ناخودآگاه را به خودآگاه تبدیل نکنیم؛ ناخودآگاه نمی تواند بر ما تاثیر بگذارد.

ما باید ناخودآگاه خود باشیم.

این همان خطر قدیمی و تاریخی است که انسان اولیه «که این قدر به آن نزدیک بود»
به طور غریزی آن را می شناخت و از آن می ترسید.

آگاهی او هنوز قطعی نبود و می لنگید.

میزان آگاهیش هنوز کودکانه بود و تازه از اعماق آب های باستانی سر برون آورده بود.

موج ناخودآگاه به سادگی می توانست از روی آگاهی انسان عبور کند، و باعث شود تا او خودش را فراموش کند و کارهایی انجام دهد که برای خودش هم عجیب باشد.

بنابر این، انسان های اولیه از حرکات غیر قابل کنترل وحشت داشتند، چون تحت تاثیر آنها آگاهی از بین می رفت و جای خود را به حس مالکیت می داد.

در نتیجه، همه ی فعالیت های انسان در راستای تقویت حس آگاهی بود.

هدف آیین ها هم همین بود؛

آنها سد ها و دیوارهایی بودند که خطرات ناخودآگاه، یا مخاطرات روح را دفع می کردند.

قبله فرشتگان

قبله خاصان

کعبه، قبله مومنان است. بیت المعمور، قبله فرشتگان. عرش، قبله دعاگویان. حق، قبله جوانمردان. و اما دل قبله، خاصان است… (ابوالحسن خرقانی) ۵/۵ (۱ Review)
بیشتر بخوانید
ریشه رنج

ریشه رنج

طبق نظر بودا ریشه رنج نه احساس درد است و نه اندوه و نه حتی بیهودگی بلکه ریشه واقعی رنج همین جستجوی بی پایان و…
بیشتر بخوانید
۵/۵ (۱ Review)
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram