چرا ادبیات ؟

چرا ادبیات
جهان بدون ادبیات، جهان بی آرمانشهر، بی بهره از حساسیت و ناپخته در سخن گفتن، نادان و غریزی، خامکار در شور و شر عشق، این کابوسی که برای شما تصویر می کنم

جهان بدون ادبیات، جهان بی آرمانشهر، بی بهره از حساسیت و ناپخته در سخن گفتن، نادان و
غریزی، خامکار در شور و شر عشق، این کابوسی
که برای شما تصویر می کنم، ارزنده ترین
ویژگی‌اش، سازگاری و تن دادن انسان
است.


از این رو، این جهان، جهانی سراسر جانوری
است.


غرایز اصلی، تعیین کننده ی رفتار روزانه
می‌شوند و ویژگی عمده ی این زندگی، جنگ در
راه بقا، ترس از ناشناخته ها و ارضای نیازهای
مادی است.


جایی برای روح نمی ماند.


در این جهان یکنواختی خردکننده ی زندگی با
تاریکی شوم بدبینی همراه خواهد شد، و با این
احساس که زندگی انسانی همان است که باید
باشد و همواره چنین خواهد بود، هیچ کس و
هیچ چیز توانا به دگرگونی خویشتن نیست.

روان و روح محض بودن

روان و روح محض بودن

احساس تمامیت،اتحاد یکپارچگی؛ بدون زحمت و در آرامش،با تمامی خود بودن،بهره‌گیری از تمام قابلیت های خویشتن،رها از موانع،محدودیت ها و ترس ها، خودانگیخته و بیانگر،در…
بیشتر بخوانید
تهوع مغزی

تهوع مغزی

گزینشی از سخنان برجسته‌ی “آنتون پاولوویچ چخوف” نمایشنامه‌نویس معروف روس جایگاه عشق به انسان نه قلب است، نه شکم، نه کمر، بلکه عقل است. هیچ…
بیشتر بخوانید
سر مرگ عاشقان

سر مرگ عاشقان

دشمن خویشیم و یار آنک ما را می‌کشدغرق دریاییم و ما را موج دریا می‌کشد زان چنین خندان و خوش ما جان شیرین می‌دهیمکان ملک…
بیشتر بخوانید
برگستوان

برگستوان

در تاریخ ایران باستان بکارگیری از پوشش پاسبان و زره برای اسب در جنگ ها بسیار همگانی بود. سواران بر روی اسب هایی با زره…
بیشتر بخوانید
5/5 (1 Review)
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on print
چاپ
Share on whatsapp
WhatsApp
Share on email
Email
مطالب مرتبط :

برگستوان

در تاریخ ایران باستان بکارگیری از پوشش پاسبان و زره برای اسب در جنگ ها بسیار همگانی بود. سواران بر روی اسب هایی با زره می نشستند که به...

رپورتاژ آگهی :