چرا ادبیات ؟
چرا ادبیات
جهان بدون ادبیات، جهان بی آرمانشهر، بی بهره از حساسیت و ناپخته در سخن گفتن، نادان و غریزی، خامکار در شور و شر عشق، این کابوسی که برای شما تصویر می کنم

چرا ادبیات ؟

جهان بدون ادبیات، جهان بی آرمانشهر، بی بهره از حساسیت و ناپخته در سخن گفتن، نادان و
غریزی، خامکار در شور و شر عشق، این کابوسی
که برای شما تصویر می کنم، ارزنده ترین
ویژگی‌اش، سازگاری و تن دادن انسان
است.


از این رو، این جهان، جهانی سراسر جانوری
است.


غرایز اصلی، تعیین کننده ی رفتار روزانه
می‌شوند و ویژگی عمده ی این زندگی، جنگ در
راه بقا، ترس از ناشناخته ها و ارضای نیازهای
مادی است.


جایی برای روح نمی ماند.


در این جهان یکنواختی خردکننده ی زندگی با
تاریکی شوم بدبینی همراه خواهد شد، و با این
احساس که زندگی انسانی همان است که باید
باشد و همواره چنین خواهد بود، هیچ کس و
هیچ چیز توانا به دگرگونی خویشتن نیست.

غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه

وصل پروانه

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماندچنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند من ار چه در نظر یار خاکسار شدمرقیب نیز چنین محترم نخواهد…
بیشتر بخوانید
ماتریس الهی

ماتریس الهی

ماتریس الهی همواره باورها و احساسات و عواطف ما را از طریق حوادث زندگی به ما منعکس می کند، روابط روزمره ی ما نیز می…
بیشتر بخوانید
۵/۵ (۱ Review)
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram