یک هیجان عصبی

یک هیجان عصبی

هنگامی که ستاره قطبی در اوج است صدف بستر دریا را ترک می کند و برای گرفتن قطره باران به سطح آب می آید،

آدمی که نام‌های فراوانی می‌داند

آدمی که نام‌های فراوانی می‌داند

بر اساس قاعده کلی،وقتی آدم‌هادرمی‌یابند چیزی را نمی‌فهمندمی‌کوشند نامی برای آنچه نمی‌فهمند بیابند. و وقتی نامی برای آن می‌یابند،می‌گویند آن را درک کرده‌اند؛اما پیدا کردن نامبه معنای درک نیست. متأسفانه آدم‌هابا نام‌ها راضی می‌شوند. آدمی که نام‌های فراوانی می‌داند،یعنی کلمات فراوانی، تصور می‌کندخیلی چیزها را درک می‌کند –البته اینجا حوزه فعالیت عملی را کهدر چارچوبشنادانی […]

باران بر آنها فرو می بارد

باران بر آنها فرو می بارد

در نقطه ای در صحرا می زیم: آن جا که خزه ها و درختان، تنومندند،و گیاهان عطر آگین اند…. می توانم کوه هایی را بنگرم که؛ باران بر آنها فرو می بارد، یا آنکه می درخشندبی آنکه هرگز صدای هیاهوی بازار را بشنوم. اندکی برگ خشکیده بر می افروزم تا جایم را گرم کنم، برای […]

قلمرو بی کرانه ی آگاهی

قلمرو بی کرانه ی آگاهی

فکر هنگامی که به قلمرو بی کرانه ی آگاهی متصل نباشد؛ تنها می شود، باری بر دوش روح می شود، دیوانه می شود،. ویرانگر می شود، به همین دلیل مولانا در مثنوی گفته: قطره دانش که بخشیدی ز پیشمتصل گردان به دریاهای خویش

ریشه رنج

ریشه رنج

طبق نظر بودا ریشه رنج نه احساس درد است و نه اندوه و نه حتی بیهودگی بلکه ریشه واقعی رنج همین جستجوی بی پایان و بیهوده احساسات گذرا است که حالتی از تنش دائمی و بی قراری و نارضایتی را در ما به وجود می آورد. در نتیجه این جستجوی دائم، ذهن ما هرگز به […]

ماتریس الهی

ماتریس الهی

ماتریس الهی همواره باورها و احساسات و عواطف ما را از طریق حوادث زندگی به ما منعکس می کند، روابط روزمره ی ما نیز می تواند عمیق ترین قلمروهای خویشتن پنهان ما را بر ما آشکار سازد. در قالب آینه های، حقیقی ترین اعتقادات راسخ ما، عشق های ما و ترس های ما به ما […]